تبليغاتX
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است


پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

/* /*]]>*/ میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم!     نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم! میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ، میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم! مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم ، تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم! میترسم بمیرم و نتوانم لبهایت را ببوسم ،  نمیخواهم در حسرت طعم شیرین لبهایت بسوزم! دنیا بی وفاست ، می ترسم این دنیای بی وفا مرا از تو بگیرد،  میترسم همین روزها قلبم آرام بمیرد! بگذار در این دو روز دنیا به اندازه ی یک دنیا نگاهت کنم ،  بگذار به اندازه ی یک عمر تو را در آغوش بگیرم و با تو درد دل کنم! میترسم همین لحظه ، همین فردا ، همین روزها لحظه ی مرگم فرا رسد! یک مرگ پر از حسرت ، یک مرگ پر از آرزو و امید! تنها حسرت و آرزوی من در آن لحظه تویی و حضورت در کنارم است! تنها حسرت من در آن لحظه نگاه به چشمهای زیبایت است! در این دو روز دنیا بیا در کنارم ، از عشق بگو برایم ،  گرچه سیر نمیشوم از لحظه های با تو بودن،   اما هیچگاه نمیمانم در حسرت عشقت   ! /* /*]]>*/ /* /*]]>*/
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:48 توسط | |

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .

رنگ چشاش آبی بود .رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغوقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:5 توسط | |

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟» ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 1:6 توسط | |

سلام خوبین همه؟؟؟

من چند روزی نیستم اما میتونم بهتون جواب بدم 

تابستون خوبی داشته باشید خیلی دوستتون دارم 

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 13:41 توسط | |


تولدت مبارک...


هفت تا آسمون پر از ياس و ميخک


با صد تا دريا پر از اشتياق و پولک


يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و کوچک


فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارک ...

 

 

امروز تولد یه دوست عزیزه

 

    

 

 

دوست خوبم

صبحگاهان که غنچه تو پدیدار شد...

چشم فلک از ذوق اشک شوق ریخت...

و تو را در آغوش گرفت  

 

 بی پیرایه 

خیلی ساده

با یه دنیا صمیمیت..

با یه کهشان محبت

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

 

 

 
تولــــــــــد تو ، تولد همه خوبیهاست

تولد تو ، آغازیست برای یه دنیا مهــربانی

تولـــــد گذشت ، تولد مهربانی

تولد فداکاری ، تولد همه پاکیهــا

تولـــد احساس ، تولد دوست داشتن

تولد خوشبختی ها ، تولد امیـــد

تولد آرامش ، تولد یک فرشــته

تولد یک زیبایی ، تولد یک بـهــــــــار

تولد زلالی دریا ، تولد عشــــق

تولد یک انسان به تمام معنا واقعی

تولد تمام روزهای قشنگ زندگـــــی

تمام واژه ها برای توصیف خوبی های تو حقیرند

و هنــوز جمله ای که بشه تورو باهاش وصف کرد متولد نشده
تولدت مبارک عزیزم....


نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 20:16 توسط | |

حديث شماره 1

در يکي از روزها ، صبحگاهان امام علي (ع ) فرمود : فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايي که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است که در منزل غذاي کافي نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .

امام (ع ) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع ) فرمودند : اي اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر آن توان و قدرت نداري ، درخواست نمايم


حديث شماره 2

کسي که عبادتهاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد


حديث شماره 3

پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويي با دشمن ستيزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز مي دارد .


حديث شماره 4

حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامي شان عرض کردند : اي رسول خدا زنان قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر کسي قرار داد که سرمايه اي ندارد . رسول اکرم صلي الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خيرخواهي تو کوتاهي نکرده ام که تو را به اولين مسلمان و عالمترين و بردبارترين اشخاص تزويج نموده ام .

دخترم ، همانا خداي عزوجل نگاهي به زمين افکند و از اهل آن دو نفر را برگزيد ، که يکي از آن دو را پدرت و ديگري را شوهرت قرار داد


حديث شماره 5

مردي نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست که داخل خانه شود . فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور کرد . پيغمبر خدا ( صلي الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور کردي و حال اين که اين مرد
نابينا تو را نمي بيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمي بيند ، من او را مي نگرم ، و اگر چه او نمي بيند اما بوي زن را استشمام مي کند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مي دهم که تو پاره تن مني


حديث شماره 6

حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در جواب سلمان که براي فقيري تقاضاي کمک داشت فرمود:
" اي سلمان ! سوگند به خداوندي که حضرت محمد ( صلي الله عليه و آله ) را به پيامبري برگزيد ، سه روز است که غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين ( عليهما السلام ) از شدت گرسنگي بي قراري مي کردند و خسته و مانده به خواب رفته اند . اما
من نيکي و نيکوکاري را که درب منزل مرا کوبيده است ، رد نمي کنم " .




نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:50 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:45 توسط | |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:30 توسط | |

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:5 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 14:55 توسط | |

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:20 توسط | |

سلام بچه هااااااااااااااااااااااااااااااااا

این آخرین آپ سال ۱۳۸۷ هستش همیدوارم که ساله جدید و خوبی را با موفقیت داشته باشید

چنتایی پیامک گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاااااااااااد

عیدتون مباااااااااااااااااااااااررک دوستان

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 10:48 توسط | |


Design By : Night Skin